شهید علی‌ اکبر قربان شیرودی sedayemodafean.org

شهید علی‌ اکبر قربان شیرودی

شهید علی‌ اکبر قربان شیرودی در تاریخ ۱۳۳۴/۱۰/۱۲ در مازندران چشم به جهان گشود.

ایشان در سن ۲۶ سالگی در تاریخ ۱۳۶۰/۲/۸ و در دشت ذهاب به مقام والای شهادت رسید.

هنگامی که علی‌اکبر کودک بود، پدرش تحت تأثیر خوابی که دیده بود به تعلیم قرآن او توجه کرد. در دوران دبستان نیز نه‌تنها از نظر جسمی جثه‌ای درشت داشت، بلکه از نظر هوش و استعداد نیز از بسیاری از همسالان خود برتر بود. بعد از اتمام دورهٔ ابتدایی و کسب رتبهٔ شاگرداولی، به دلیل نبودِ دبیرستان در روستای بالاشیرود، در دبیرستان شیرود در شش‌کیلومتری محل سکونتش ادامه تحصیل داد. وی که از مشکلات مالی خانواده آگاه بود، از طریق کارگری و کشاورزی به پدرش کمک می‌کرد. با شروع جنگ ایران و عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، به منطقهٔ کرمانشاه رفت. وی هنگامی که شنید بنی صدر دستور داده پادگان تخلیه و انبار مهمات منهدم شود، از دستور سرپیچی کرد و به دو خلبانی که با او هم‌فکر بودند گفت:

ما می‌مانیم و با همین دو هلیکوپتری که در اختیار داریم مهمات دشمن را می‌کوبیم و مسئولیت تمرد را می‌پذیریم

در طول ۱۲ ساعت پرواز، وی به‌عنوان تنها موشک‌انداز پیشاپیش دو خلبان دیگر به قلب دشمن یورش برد. بنی صدر دو هفته بعد به او ارتقای درجه داد، اما خلبان شیرودی درجه تشویقی را نپذیرفت و تنها خواسته اش این بود که کارشکنی‌هایی که به نظرش بنی صدر می‌کرد و بی‌تفاوتی برخی از فرماندهان را به آیت‌الله خمینی خبر دهد. در همان ایام به دستور فرماندهی هوانیروز چند درجه تشویقی گرفت و از ستوانیار سوم خلبان به درجهٔ سروانی ارتقا یافت، اما طی نامه‌ای به فرمانده هوانیروز کرمانشاه در ۹ مهر ۱۳۵۹ چنین نوشت:

اینجانب خلبان پایگاه هوانیروز کرمانشاه می‌باشم و تا کنون برای احیای اسلام و حفظ مملکت اسلامی در کلیهٔ جنگ‌ها شرکت نموده‌اند، منظوری جز پیروزی اسلام نداشته‌ام و به دستور رهبر عزیزم به جنگ رفته‌ام؛ لذا تقاضا دارم درجهٔ تشویقی‌ای که به اینجانب داده‌اند، پس گرفته و مرا به درجهٔ ستوانیارسومی که بوده‌ام، برگردانید

آخرین عملیات پروازیِ خلبان شیرودی در بازی دراز دشت ذهاب صورت گرفت. عراق لشکری زرهی با ۲۵۰ تانک و با پشتیبانی توپخانه و خمپاره‌انداز و چند فروند جنگندهٔ روسی و فرانسوی، برای بازپس‌گیری ارتفاعات «بازی دراز» به سوی سرپل ذهاب گسیل می‌کند. خلبان‌یار احمد آرش، که به همراه شیرودی در این عملیات پروازی شرکت داشت، درمورد چگونگی مرگ این خلبان چنین می‌گوید: «بارها او را در صحنهٔ جنگ دیده بودم که خود را با هلیکوپتر به قلب دشمن زده و حتی هنگام پرواز مسلسل به دست می‌گرفت. در آخرین نبرد هم جانانه جنگید و بعد از آنکه چهارمین تانک دشمن را زدیم، ناگهان گلولهٔ یکی از تانک‌های عراقی به هلیکوپتر اصابت کرد و در همان حال شیرودی که مجروح شده بود با مسلسل به همان تانک شلیلک کرده و آن را منهدم نمود و خود نیز کشته شد.»

جنازهٔ شیرودی پس از تشییع باشکوه در شهر شیرود تنکابن به خاک سپرده شد. از وی سه فرزند به نام شیما، عادله، و ابوذر، که در هنگام شهید شدنش چهارساله و یک‌ساله بودند، به یادگار مانده‌است.

پس از شهادت سروان خلبان علی‌اکبر قربان شیرودی در تاریخ ۸ اردیبهشت ۱۳۶۰، شخصیت‌های مملکتی نسبت به شخصیت وی اظهارنظرهای مختلفی نموده‌اند. از جمله آیت‌الله خامنه‌ای از وی به‌عنوان اولین نظامی‌ای که در نماز به او اقتدا کرده‌است، یاد می‌کند و او را مکتبی، مؤمن و جنگنده در راه خدا توصیف می‌کند.

.

نظر خود را اضافه کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.