sedayemodafean.org شهید مصطفی نبی‌لو

شهید مصطفی نبی‌‌لو

شهید مصطفی نبی‌‌لو در تاریخ ۱۳۴۵/۰۵/۲۷ در تهران چشم به جهان گشود.

ایشان در سن ۵۱ سالگی در تاریخ ۱۳۹۶/۰۷/۲۹ و در دیرالزور به مقام والای شهادت رسید.

شهید مصطفی نبی‌‌لو ۲۸ مرداد ماه سال ۱۳۴۵ متولد شد. دوران جوانی‌اش که همزمان با روزهای دفاع مقدس و دفع تهاجمات رژیم بعث عراق علیه ایران بود، او را که جوانی انقلابی و تربیت‌یافته مکتب دین و اسلام بود، به جبهه‌های دفاع مقدس کشاند. در همین ایام چندین بار مجروح شد. در یکی از این مجروح شدن‌ها فکش به شدت آسیب دید تا جایی مدت‌ها به سختی غذا می‌خورد و مجبور بودند غذا را با نی به او بدهند.

نبی لو در سال ۶۹ با «رقیه ایاسه» ازدواج کرد که ثمره این ازدواج دو دختر به نام‌های «طیبه» و «سعیده» و یک پسر به نام «میثم» است.

او که در کمیته امداد امام خمینی (ره) مشغول به کار شد، به واسطه انتقال محل کار از تهران به قم مهاجرت کرد و ۱۲ سال در جوار حرم حضرت معصومه (س) در شهرک پردیسان ساکن شد.

با شروع جنگ در سوریه داوطلب رفتن به جبهه شد. این شور و اشتیاق برای دفاع از حرم آل الله پس از شهادت خواهرزاده‌اش شهید «مسعود عسکری» دوچندان شد، تا اینکه توانست پس از ۹ ماه انتطار به عنوان نیروی فنی ـ مهندسی عازم جبهه سوریه شد. او در اولین اعزامش به سوریه در دومین روز از این سفر از ناحیه شکم به شدت مجروح شد و تا هفت ماه تحت مداوا بود که او را از حضور در میدان‌های جنگ بازداشت.

نبی‌لو پس از چهارمین اعزامش به سوریه روز شنبه ۲۹ مهر سال ۹۶ در منطقه دیرالزور توسط تک‌تیراندازان تکفیری به شهادت رسید.

نبی‌لو در آخرین صحبت‌ها با خواهرش گفته بود که ما مدافعان حرم نیستیم بلکه ما زمینه سازان ظهوریم و تا ظهور آقا امام زمان (عج) به مبارزه ادامه می‌دهیم. سوریه و عراق با جنگ با اسرائیل در فلسطین اشغالی‌ هم فرقی ندارد، هر جا ندای مظلومی بلند شود ما آنجا هستیم. ما برای زمینه‌سازی ظهور آماده‌ایم، پس ما فقط مدافع حرم نیستیم، چون امروز خدا را شکر حرم‌ها در امنیت هستند، ما زمینه ساز ظهوریم.

همسر شهید مصطفی نبی‌‌لو در نوشته‌ای تعریف کرده است: هر دو نفر ما خادم حرم حضرت معصومه (سلام‌الله علیها) بودیم. دفعه آخر که برای خداحافظی رفتیم حرم، وقتی برمی‌گشتیم، گفت دفعات قبلی خودم کار را خراب کردم عزیز! گفتم چرا؟ گفت چون همیشه موقع خداحافظی می‌گفتم یا حضرت معصومه (س) من را دو ماهی قرض بده تا برای حضرت زینب (س) نوکری کنم. ولی این‌بار از حضرت خواستم من را ببخشد به حضرت زینب (س). من هم خندیدیم و گفتم خب چه فرقی کرد؟ گفت: اینها دریای کرم هستند چیزی را که ببخشند دیگر پس نمی‌گیرند.

نظر خود را اضافه کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *