sedayemodafean.org شهید نورالله یزدانپناه

شهید نورالله یزدانپناه

شهید نورالله یزدانپناه در تاریخ ۱۳۴۴/-/- در روستای چین از توابع شهرستان بویراحمد چشم به جهان گشود.

ایشان در سن ۲۲ سالگی در تاریخ ۱۳۶۶/۰۱/۲۸ و در ماووت عراق به مقام والای شهادت رسید.

شهید نورالله یزدانپناه دریکی از روستاهای لوداب از توابع شهرستان یاسوج چشم به جهان گشود و زمان کودکی را درهمان روستاسپری کرد وتحصیلات ابتدائی خود را درهمان روستا گذراند شهید در دوران کودکیش فردی فوق العاده و دارای اخلاقی منحصربه فرد بود و به خاطراخلاق و رفتارخیلی خوبی که داشت مورداحترام و حرمت خانواده و بستگان قرار می گرفت و اخلاق و رفتار اسلامی ایشان به گونه ای بود که هر انسانی را به خود جذب می کردشهید به علت نبودن مدرسه راهنمایی در روستا، جهت ادامه تحصیلاتش به شهردهدشت رفتند و طی مدت تحصیلات راهنمایی خود، اعلامیه های امام را که برادر بزرگترش درقم نزدآیت الله گلپایگانی می آورد   به طورمخفیانه بین دانش آموزان و دوستان هم عقیده خود توزیع می کردشهید از بدو تشکیل و شروع انقلاب تا پیروزی انقلاب اسلامی نقش بسزایی ایفاکرد وبعد ازپایان تحصیلات دوره راهنمایی درسال ۵۸ یکی ازبنیان گزاران و مؤسسین سپاه گچساران بود و در همان سال جهت مبارزه بارز دمکرات کردستان و ضد انقلابیون عازم منطقه کردستان شد ومدتی بادمکرات هاجنگید وتعداد زیادی از آنهارا به هلاکت رساند و درسال ۵۹ که جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شروع شد شهید عازم منطقه جنوب گردید و پا به پای رزمندگان اسلام با دشمن بعثی جنگید و در اواخر همان سال درفیضه آبادان از ناحیه شکم، دو بازو، و روده ها که قسمتی از روده هایش نیز پلاستیکی شد مجروح گردید و در طول هشت سال دفاع مقدس شجاعانه و دلیرانه در برابر کفار جنگید و در تمام عملیات ها شرکت فعال داشت که قدم مبارک ایشان در عملیاتها باعث به اهتزاز در آوردن پرچم پرافتخار ایران و پیروزی رزمندگان اسلام بر کفرمی شد وطی مدت هشت سال دفاع مقدس یازده مرتبه مجروح گردیدکه تنها استراحتش را در بیمارستان می گذراند و هیچ گاه احساس خستگی نمی کرد. از خصوصیات ویژه ای که شهید داشت این بود که همیشه خدا را مد نظر داشت و در این جمله تمامی فضائل را در خود جمع و رذائل را از خود دور کرده بودند. شهید عشق و علاقه زیادی به امام داشت، آنقدر به امام علاقه و اعتقاد داشت که هر وقت امام چیزی را اعلام می کرد مثل یک امرتعبدی برایش لازم الجرا بود. اوعارفی بودکه به راه خودمعرفت کامل یافته و رزمندگان را ازتقوی و ارشادات خود بهرمن می ساخت و در طول جنگ چنان انسی با بسیجیان عاشق داشت که چون بهادری بزرگوار همگام و همراه آنان در تمامی عملیاتها حضور فعال داشت شهید بزرگوار با سخنرانیهای شیرین خود مردم منطقه چین و لوداب را ارشادمی نمود وبسیجیان منطقه راجمع آوری می کرد و باپای پیاده ازکوههای صعب العبورلوداب به دهدشت وگچساران می آورد و به همراه خود به منطقه عملیاتی می بردکه نمونه بارز آن به شهاددت رسیدن تعداد هفده نفر از بستگان ایشان می باشد.

شهید، مردی دلیر و شجاعتی بی نظیر و روحیه خستگی ناپذیری داشت که دلاوریهای او در ذهن دوستان و همرزمانش تجلی می نماید. هر چه که ما در وصف این سردار رشید اسلام بگوئیم کم است زیرا ما معتقدیم که   « شهادت کمال انسان است » نه قلم ما یارای ذکرچنین مقامی را دارد و نه مامعرفت شناخت آن را یافته ایم و این شاهدان همیشه تاریخ بهترین معرفت مقام والای شهادتندکه آنها تمامی راه راپیموده و به مقصد رسیده اند سرانجام شهید بزرگوار با مسئولیتهای متفاوتی از جمله مسئولیت طرح عملیات تیپ مستقل ۴۸ فتح در سال ۶۶ در عملیات کربلای ۱۰ در منطقه ماووت عراق به درجه رفیع شهادت نائل آمد که پیکر پاکش بعد از گذشت ۳ ماه به دست خانواده محترمش رسید. سلام به روح پاکت ای شهید که زمینهای آزاد شده جنوب کشور ثمره خون پاک شهیدانی همچون تو می باشد.

نظر خود را اضافه کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.