sedayemodafean.org شهید عبدالرسول زرین

شهید عبدالرسول زرین

شهید عبدالرسول زرین در تاریخ ۱۳۲۰/۰۰/۰۰ در گچساران چشم به جهان گشود.

ایشان در سن ۴۲ سالگی در تاریخ ۱۳۶۲/۱۲/۱۱ و در عملیات خیبر به مقام والای شهادت رسید.

شهید عبدالرسول زرین درسال ۱۳۲۰ در اطراف شهرستان گچساران چشم به جهان گشود. در ۴ سالگی پدر و در ۶ سالگی مادرش را از دست داد، سرپرستی او را دایی‌اش بر عهده گرفت، در ۱۰ الی ۱۲ سالگی با بیداری فطرت حق جویانه احساس کرد حق خود و نزدیکانش را دیگران پایمال کرده‌اند، تصمیم به هجرت از آن محیط گرفت این نوجوان یتیم خدا جوی در ۱۲ سالگی بعد از طی طریق کوه و دشت تنها به اصفهان رسید و بعد از مدتی کار و تلاش تشکیل خانواده داد و در سن ۳۶ سالگی اقوامش را که در کودکی گم کرده بود در اصفهان پیدا کرد.
زرین منزل و مغازه‌ای با شغل لباس فروشی در حوالی مسجد بابا علی عسگر اصفهان تهیه کرد و مرتبا و عاشقانه در خانه خدا حضور یافت و ازنیایش با رب البیت و تماس با روحانیون سیری نپذیرفت، عشق به خدا و مبلغین دین خدا و برائت از دشمنان خدا سراپای وجود او را تسخیر کرد، در تظاهرات ضد طاغوت شرکت می کرد و مزاحمت های ساواک بر اراده محکم و مومنانه‌اش برای تحقق فرامین امام خمینی (ره) کوچکترین خللی ایجاد نکرد تا این که رژیم پوسیده ستم شاهی افول و آفتاب درخشان حکومت اسلامی طلوع نمود وهمگان را از جمله شهید زرین را به حمایت جانانه بر می انگیخت تا این که جنگ مستکبران و ایادی آن ها در کردستان و سپس خوزستان شروع شد ، در این هنگام شهید عبدالرسول زرین که افتخار عضویت در سپاه اصفهان را داشت به غرب کشور اعزام شد و مردانه و هوشیارانه به سرکوبی ضد انقلاب پرداخت.
و بعد از آن سراسیمه به جبهه جنوب شتافت و تحت فرماندهی سردار شهید حاج حسین خرازی و سردار رحیم صفوی به نبرد پرداخت. وی در جبه‌ ها نقش منحصر به فردی را ایفا کرد و در جنگ‌های نا منظم و دیگر عملیات‌ها به عنوان تک تیر انداز، نقش حساس وظریف خود را بازی کرد و چنان ضربات مهلکی را ماهرانه به ایادی دشمن وارد کرد که سپاه خصم را بعد از تلفات سنگین مادی و انسانی دچار سر گیجه وتحیر نمود.
 
شهید حاج حسین خرازی سر لشگر پر آوازه جبهه اسلام، زرین را به خوبی می شناخت و در باره اش حرفهای زیادی زده است، رابطه این دو رابطه پدر و فرزندی بوده و بارها همدوش با یکدیگر صحنه‌های پر خطر ونفس گیر را در کردستان و جنوب به چشم دیده‌اند. زرین بارها زخمی شده بود و ۶۰ درصد از کار افتادگی داشت، شهید خرازی معافیت او را از رزم صادر کرده بود اما نشستن برای این رزمنده دلاور معنائی نداشت، و اگر نشستن و تسلیم را می شناخت در نوجوانی جسارت ترک موطن را نداشته و سرگردان بیابان وحشی نمی شد.
شهید خرازی می فرماید: شهید زرین قبل از شروع جنگ تحمیلی در کردستان و در گروه ضربت خیلی خوب خود را نشان داد. دیوان دره و آوردگاه گاران شاهد دلاوری های اوست. گروه ضربت به فرماندهی حسین خرازی به هر وحشت کده ای سرک می کشید، وبارها با هنر این پلنگ کوهستان یعنی زرین از مهلکه ها گریخته و نشانه گیری‌های دقیق او ، بیشترین آسیب ها را به دشمن زده است.
تک تیرانداز سرشناس نبرد، بارها آتش بار دشمن را در ارتفاعات صعب العبور ، فقط با یکبار فشار دادن ماشه تفنگش خاموش کرده است.
با شروع جنگ تحمیلی به جبهه‌های جنوب آمده و تا اسفند ماه ۶۲ به طور مداوم در اکثر عملیاتهای جنوب و غرب حضور فعال داشته است. مسئولیتهای مختلفی از جمله فرماندهی گردان ومحور را بر عهده داشته و گروههای مختلفی را آموزش داده و به عنوان تک تیر انداز، بین گردان‌ها فرستاده است.
این ادعای بزرگی است ولی اتفاق افتاده، شوخی نیست، این مطلب به تائید حاج حسین خرازی رسیده است و قول اوست که به وسیله سلاحش چند هزار دشمن بعثی را به هلاکت رسانیده و چندین فرمانده ارشد عراقی را از میان برداشته است. چند تپه را به تنهائی تصرف نمود، تپه‌هایی که زرین تصرف کرده به نامخودش نام گذاری کرده‌اند.
شهید خرازی در مورد دلاوری‌های شهید عبدالرسول زرین فرموده است: انگار که ایشان جنگی به دنیا آمده بود و در جای دیگر ایشان را گردان تک نفره زرین خطاب کرده بودند بدین لحاظ که او به اندازه یک گردان موثر بود.
زرین بسیار ساده و صمیمی بود تواضع و فروتنی عجیبی تمام وجودش را فرا گرفته بود، حتی ذره‌ای تکبر از او دیده نشد، با نگاه به قامت خاکی وظاهر بسیار ساده‌اش هیچکس نمی توانست باور کند که او همان تک تیر انداز بزرگ است.
سرانجام روح این مجاهد با صفا و سر باز مخلص لشگر امام حسین(ع) بعد از بارها مجروحیت و به یادگار گذاشتن ۷ فرزند و ده‌ها نکته عبرت انگیز با عشق به حسین بن علی (ع) در عملیات خیبر به ملکوت اعلی پیوست و در گلستان شهدای اصفهان به خاک سپرده شد.

نظر خود را اضافه کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.