www.sedayemodafean.org شهید مهندس علی یزدانی

شهید مهندس علی یزدانی

شهید مهندس علی یزدانی در تاریخ ۱۳۵۷/۶/۲ در اردبیل چشم به جهان گشود.

ایشان در سن ۳۷ سالگی در تاریخ ۱۳۹۴/۱/۳ و در منطقه عمومی نهروان درجنوب بغداد به مقام والای شهادت رسید.

شهید مهندس علی یزدانی در شهر اردبیل و در خانواده ای متدین و محب اهل بیت علیهم السلام به دنیا آمد. پدرش چون در شبهای قدر متولد شد نامش را علی گذاشت تا همیشه زیر سایه ی ائمه اطهار بزرگ شود و علی وار زندگی کند. دوران کودکی را در اردبیل ودرشهرستان سرعین گذراند و در شش سالگی بهمراه خانواده به تهران آمدند و در محله فلاح ساکن شدند.

دوران تحصیل خود را درهمین محله گذراند در کنار بازیگوشی های کودکانه یکی از فرزندان باهوش خانواده و مدرسه بحساب می آمد. در کنار تحصیل علم در بسیج مساجد و هیأت مذهبی شرکت می کرد وهمین مسئله باعث رشد و بالندگی روحیات مذهبی و اعتقادات او میشد.
بعد از گرفتن دیپلم درسال۱۳۷۶وارد خدمت سربازی شد .نیمی از خدمت را در پادگان امام رضا (ع)در شهرکازرون و نیمی دیگر را در میبد یزدسپری کرد.

شهید علی در دوران تحصیلات دانشگاهی خود در شهرستان زاهدان توانست با اقدامات فرهنگی و سیاسی تاثیرات فراوانی را در سطح دانشگاه و این شهرستان بگذارد که از این قبیل می‌توان به قائله فتنه سال ۷۸ و اتفاقاتی که در دانشگاه‌های آزاد و سیستان و بلوچستان رخ داد نام برد.
وی در آن سال‌ها جانشینی بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد زاهدان را بر عهده داشت که موفق شد جمعیت جوان زیادی را گرد عنوان بسیج .دانشجویی برای فعالیت‌های فرهنگی جمع نماید که بسیار برای از هم پاشیدگی آن جمعیت نگران بود

در خلال تحصیل ودر تهران کانون فرهنگی را با همکاری یکی از بهترین دوستانش پایه گذاری کردندوبه دلیل علاقه ی خاصی که به شهید همت داشتند نام کانون را شهید همت گذاشتند. کار اصلی این کانون پرورش نوجوانان و هدایت آنها در مسیراسلام ،اهلبیت و انقلاب وباروری استعدادهای علمی آنان بود. این جوانان اکنون هر کدام فارغ التحصیل دانشگاههای کشور وافرادی متدین،هیاتی وانقلابی بوده و در جایگاه خود فرد مفیدی بحساب می آیند.

یکی از دوستان شهیدعلی میگفت: یک بار دراردوی راهیان نور و در مسجد جامع خرمشهرشهیدعلی وقتی شور و شوق فراوان دوستانش رادر بسیج دانشجویی میدید. از اینکه این گروه از هم جدا شود نگران بود ومیگفت این گروه نیازداردیا فرمانده یا من شهید شویم تا پیوند بچه ها محکم تر شود.‎

طبق گفته ی دوستان .شهید علی در آن زمان فردی تشکیلاتی و استوار بود که بسیار در راستای انقلاب اسلامی تلاش می‌کرد.
دانشگاه رادر استان سیستان و بلوچستان و در شهر زاهدان در رشته مهندسی صنایع گرایش تحلیل سیستم ها به پایان برد. در دوران دانشگاه علاوه بر تحصیل ،در فعالیتهای فرهنگی مسجد علی بن ابیطالب (ع)زاهدان و بسیج دانشجویی دانشگاه حضورتاثیرگذاری داشت وباروحیه انقلابی و اخلاق و منش اسلامی باعث جذب جوانان دانشجو به اسلام و انقلاب شد.

شهیدعلی علاوه بر تحصیل علم و فعالیتهایی که داشت برای گذراندن خرج تحصیل ،در کنار مسجد علی بن ابیطالب (ع)مغازه ای اجاره کرد و در ان به کارهای فرهنگی می پرداخت . در همان دوران بود که مسجد علی بن ابیطالب(ع)توسط عوامل ضد انقلاب بمب گذاری شد و مغازه و همه مایملک شهید علی از بین رفت. ولی توکل بالای او باعث میشد که هیچ وقت ناامید نشود.

دوران دانشگاه با تمام فراز و نشیبها یش در سال ۸۱ به پایان رسید شهید علی بعد از ۴ سال دوباره راهی تهران شد تا بتواند با آموخته های خود به اهداف مقدسش نزدیک تر شود . بعد از دانشگاه ادامه خدمت خود را به پایان رساند و در سال ۸۳ با جذب در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و حضور داوطلبانه در نیروی قدس سپاه که یکی از پر مخاطره ترین رده هاست عمق اعتقاد و ارادت خود رابه آرمانهای انقلاب نشان داد ودریکی ازتخصصی ترین و موثرترین فعالیتها اشتغال داشت.. شهیدعلی طی ده سالی که در این نیرو مشغول خدمت به اسلام و انقلاب بود هر چه در توان داشت درطبق اخلاص می گذاشت تا بتواند فرد مفیدی برای نظام اسلامی باشد.در این دوران شهید علی نه تنها از آموخته های دانشگاهی خود استفاده میکرد بلکه در هر زمینه ای که فکر میکرد برای ادامه وتحقق اهداف خود نیاز است وارد میشدو علم آن را می آموخت .آنچه ازاو وخدماتش در این نیرو درذهن همکارانش باقیمانده روی باز،شوخ طبعی،سختکوشی و پرکاری ایشان است.

شهید علی در سال ۸۵ بایکی ازسادات ذریه حضرت زهرا(س)عقد کرده ودر سال ۸۷ زندگی مشترک خود را آغازنمود. علاقه شهید به ائمه اطهار مخصوصاً مادر سادات حضرت زهرا (س)بقدری زیاد بود که شاید به جرات بگوییم یکی از دلایل اصلی ازدواجش با ذریه سادات نزدیک تر شدن به حضرت زهرا(س)بود. خودش میگفت روزولادت حضرت زهرا (س)در کربلا از امام حسین (ع)خواستم که داماد حضرت زهرا(س) شوم تا اینگونه با جرات تمام بگویم مادرم زهراست.بعد از همان زیارت کربلا چند ماه بعد به خواستگاری آمد و شد داماد حضرت زهرا(س).

بعد از ازدواج فعالیتهای شهید چه درزمینه کاری و چه در زمینه بسیج وکانون نه تنهاکمتر نشد بلکه با همراهی همسرش بیشتر از قبل شد . کانون همت بعد از مدتی علاوه برجنبه علمی به جنبه فرهنگی نیز پرداخت .بنابر خواسته شهید علی و موافقت دوستان ،دیگر وقت آن بود که این نوجوانان وجوانان علاوه بر تحصیل علم به تحصیل معرفت نیزبپردازند و کانون همت تبدیل شد به هیئت مکتب الشهدا .هیئتی که هر هفته چهارشنبه ها برگزار میشد وهمچنان هم با یاد شهید و حضورشهید هرهفته برگزار میشود . از این زندگی مشترک دودختر به یادگار مانده دختری که نام مادر سادات را بر او نهاد و دختری که هم نام عمه سادات شد : زهرا و زینب.هشتم دی ماه سال ۸۹ خداوند زهرا را به او هدیه کرد و زینب فرزند دوم در بیست و هشت دی ماه ۹۲ متولد شد.

اواخر سال ۹۱ بود که در سوریه جنگ شروع شد و زمزمه های رفتن آغاز شد . خرداد ۹۲ بود که به سوریه رفت وبا آنکه فرزند دوم در راه بود ولی این مسئله مانع از رفتنش نشد.این اولین ماموریت برون مرزی شهیدعلی بود. اول قرار بود به یک ماموریت ۱۵روزه برود ولی وقتی رفت و شرایط آنجا را دید نتوانست خودش را راضی کند که برگردد و ۴۹ روز در منطقه ماند . وقتی برگشت و فهمید فرزندش دختر است خنده ای بر لبانش جاری شد و گفت نام فرزندم زینب است .بیمه حضرت زینب(س).من برای خانم حضرت زینب (س)خدمت میکنم و او هم ان شاالله مراقب فرزندم است.بعد از تولد زینب محل ماموریتهایش به عراق تغییر یافت.دفاع از حریم آل الله در عراق .بله شاید همه با خودشان بگویند مگر عراق هم شهیدمدافع دارد .زمانی بود که حرمین عسگریین از سوی مزدوران داعش بشدت تهدید میشد و دوستان اهلبیت برای دفاع از حریم مقدس ایشان راهی عراق شدند تا در مقابل حضرت مهدی(عج)شرمنده نباشند.بعد از تولد زینب شهید علی احساس کرد برای خدمت بیشتربه اسلام باید به عراق برود.سال ۹۳ سه بار به عراق رفت برای دفاع از حرمین عسگریین.

درآخرین ماه سال۹۳برای آخرین باربه عراق اعزام شدوقرار بودیکماه بعد وهنگام سال جدید برگردد.تحویل سال ۹۴درکربلا حضورداشت ونمیدانیم درحرم حضرت ارباب حسین(ع)چه گفت وچگونه به زیارت آقا مشرف شد که حضرت ارباب شهادت نامه اش را امضا کرد ودرسوم فروردین ماه مصادف با شب شهادت حضرت زهرا(س)درمنطقه عمومی نهروان درجنوب بغدادبا آتش پهپادهای آمریکایی شربت شهادت نوشید و ازپیکرمطهرش جز تکه هایی چند بازنگشت وبه آرزوی خویش که شهادت درراه دفاع ازحریم اهلبیت بودرسید.روحش شاد و قرین رحمت الهی باد.

نظر خود را اضافه کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *