sedayemodafean.org هدف بعدی پوتین

هدف بعدی پوتین کدام کشور است؟

کارشناسان به ایران توصیه می‌کنند خود را از انزوای بین‌المللی خارج کند تا بشکل دست‌بسته‌ای دربرابر روسیه ظاهر نشود، زیرا اگر پوتین احساس کند که ایران گزینه‌ای جز روسیه ندارد، شاید بفکر تحقق رویای پطر کبیر برای رسیدن به آبهای گرم خلیج فارس بیافتد.

بیست و سه سال پیش هنگامی که ولادیمیر پوتین، یک افسر اطلاعاتی تعلیم دیده سازمان اطلاعاتی-امنیتی شوروی سابق، به عنوان نخست وزیر روسیه انتخاب شد، کمتر کسی تصور میکرد که این سیاستمدار ناشناخته رویاهایی درسر داشته باشد که در راستای گسترش مرزهای جفراقیایی روسیه و حتی بازگرداندن کشورش به دوران امپراطوری ترازها باشد. حالا با حمله نظامی دوباره روسها به کشور همسایه‌یشان، اوکراین، که از جمهوریهای استقلال یافته شوروی سابق است، و با توجه به نزدیکی روابط سیاسی-اقتصادی ما با کرملین در چند سال اخیر، سوالات زیادی در مورد آینده روابط ما با روسیه و درجه اعتماد ما به پوتین ایجاد شده و این تحولات همچنین نگرانی‌هایی هم در پایتخت‌های کشورهای همسایه روسیه منجمله در تهران مبنی بر برنامه‌های آینده پوتین بوجود آورده.

واقعیت این است که از همان سالهای آغازین نخست وزیری پوتین، وی هیچگاه بر اهداف خود برای باز گرداندن اعتبار و قدرت پیشین روسیه سرپوش نگذاشت، اما آنچه نگران کننده‌ است این است که سقف آرزوهای پوتین فقط به اوکراین ختم نخواهد شد و باید دید وی برای رسیدن به اهدافشان تا چه اندازه پیش خواهد رفت و چقدر از جیب مردم روسیه هزینه خواهد کرد. طبق گفته‌های خود پوتین، وی تلاش دارد تا روسیه را به روزهای روشن تاریخ روسیه بازگرداند. بسیاری از تحلیلگران این را به معنی هدف پوتین برای گسترش مرزهای روسیه به دوران امپراطوری تراز میبینند. این در حالی است که هم اکنون روسیه با بیش از ۱۷ میلیون کیلومتر مربع بزرگترین کشور جهان است که بخشهایی از اروپا و آسیا را در بر میگیرد اما در زمان امپراتوری تراز، روسیه پس از امپراتوری‌های بریتانیا و مغول، سومین امپراتوری بزرگ تاریخ از لحاظ وسعت محسوب میشد و مرزهایش بسیار فراتر از مرزهای امروزیش بود.

در اینجا سوالی که ما باید از خود بپرسیم این است که اگر پوتین بدنبال مرزگشایی و افزایش وسعت جغرافیایی کشورش است، نقش همپیمانانش در این جا چه خواهد بود و آیا ما از خطرات احتمالی کشورگشایی‌های پوتین در امان خواهیم ماند؟ ما در گذشته هم در ارتباط با موضوع روابط استراتژیکمان با روسیه گفته بودیم و اینکه نباید بر فرض اصل «دشمن دشمن من دوست من است» رفتار کنیم چون در دنیای روابط بین‌الملل، منافع ملی کشورهاست که باید تعیین کننده باشد. آیا منافع ملی ما در استحکام روابط با روسیه است یا در بازنگری و ایجاد روابط سیاسی با طیف گسترده‌ای از کشورهای منطقه و جهان. این متنوع‌سازی شرکای سیاسی و تجاری به ما امکان خواهد داد تا با قدرت بیشتری با روسیه تعامل داشته باشیم و احیانا در صورت تعرض احتمالی آن کشور، دست بسته نباشیم.

چندی پیش هم در این ارتباط گفتیم که برای پاسخ به این سوال که ما در آینده باید چگونه نگاهی به روابط استراتژیکمان با روسیه داشته باشیم باید در وهله اول تمام جوانب امنیتی و اقتصادی روابطمان با روسیه را بسنجیم، و تنها از دید منافع درازمدت کشور به روابط بین‌الملل نگاه کنیم. همانطور که کارشناسان امور سیاسی بارها هشدار داده‌اند و ما هم این دیدگاه را بازتاب داده‌ایم، باید این حقیقت را قبول کنیم که در شرایط کنونی ما به دلیل شرایط بد اقتصادی کشورمان و همچنین ایزوله شدن سیاسی، از منظر قدرت نمیتوانیم با هیچ یک از کشورهای قدرتمند دنیا از موضع قدرت وارد روابط سیاسی شویم و مطمئنا باید هزینه‌ آن را بپردازیم و چه بسا اگر خود را پیش از حد به هر کشور قدرتمندی نزدیک کنیم عملا به مستعمره آنها تبدیل خواهیم شد.

به هر حال اینروزها کرملین به گسترش مرزهای سیاسی می‌اندیشد و گمانه‌زنی‌ها درخصوص اقدامات بعدی پوتین افزایش یافته است. از طرفی هم مردم روسیه در شرایط اقتصادی مناسبی به سر نمیبرند. بخصوص در دوران پاندمی کووید، ضربه اقتصادی شدیدی به آنها وارد شده، و بارها اعتراضات خود به سیاست‌های عمومی پوتین را نشان داده‌اند. از سوی دیگر اگر نتیجه این تحولات به مذاق تزار جدید روسیه خوش نیاید، میتواند نه تنها برای مردم کشور روسیه و بلکه برای منطقه و جهان عواقب خطرناکی داشته باشد.

یکی از نگرانیهایی که ذهن بسیاری از سیاستمداران جهان را در ارتباط با حمله نظامی پوتین به اوکراین مشغول کرده، شباهتهای زیادی است که گفتار و توجیهات اخیر پوتین با آدولف هیتلر دارد. هیتلر در شرایطی دنیا را به خاک و خون کشید و آغازگر جنگ جهانی دوم بود که احساس میکرد کشورش پس از شکست در جنگ جهانی اول مورد ظلم قرار گرفته و تلاش داشت کشورش را بار دیگر به دوران امپراتوری آلمان که در سال‌های ۱۸۷۱ و ۱۹۱۸ میلادی بر بخش‌های وسیعی از شمال و شرق اروپا حکومت می‌کرد، بازگرداند. پوتین هم همانند هیتلر، با توجه با شکست شوروی در جنگ سرد و سپس از هم پاشیده شدنش، احساس میکند هم در دوران حکومت استالین و هم پس از آن، به روسیه ظلم شده و قدرت و اقتدار دوران امپراتوری تراز بار دیگر راه نجات روسیه است. حال اینکه آیا واقعا روسیه در پی احیای امپراتوری تراز است یا نه را فقط خود پوتین و نزدیکانش میدانند اما شواهد حاکی از برنامه‌های نظامی آینده دارند که میتواند برای تمام همپیمانان پوتین بخصوص ما خطرناک باشد زیرا ایران راه رسیدن روسیه به آبهای گرم می‌باشد که آرزوی پطر کبیر بوده است

قبلا هم  هشدار داده بودیم که اگر یک بازنگری کلی در سیاست‌ها و رویکردهای کنونی مان در قبال روسیه نداشته باشیم در شرایط حساس و شکننده‌ای قرار خواهیم گرفت. البته ناظران امور منطقه به هیچ وجه منکر لزوم همکاری‌های ایران و روسیه نیستند بلکه هشداری که این کارشناسان به ایران می‌دهند اینست که خود را از انزوای سیاسی و اقتصادی خارج کند تا به شکل دست بسته‌ای در مقابل همسایه شمالی‌اش ظاهر نشود، زیرا اگر ولادیمیر پوتین احساس کند که ایران گزینه‌ای جز روسیه ندارد، ممکن است به فکر عبور از مرزهای جنوبی روسیه بیافتند تا به رویای پطر کبیر برای رسیدن به آبهای گرم خلیج فارس جامع عمل بپوشاند.

نظر خود را اضافه کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.