sedayemodafean.org ایران و سوریه

چرا ایران در سوریه منفعل شده؟

هفته گذشته خبر بازگشت سردار جواد غفاری، یکی از مستشاران نظامی عالیرتبه کشورمان از سوریه که بدلیل موجی از دروغ‌پراکنی‌ها و هجمه رسانه‌ای سعودی‌ها و چند خبرگزاری عرب‌زبان، حاشیه ایجاد کرد، بار دیگر باعث شد تا نگرانی‌هایی در خصوص روابط کنونی ما با رژیم لسد مطرح شود. ما در گذشته به موضوعاتی مانند روابط اقتصادیمان در دروان پساداعش و بازسازی سوریه و همچنین هزینه‌های مالی و جانی که در سوریه دادیم، پرداخته‌ایم که نقطه مشترک همه این مطالب، نگرانی از جایگاه ما در سوریه در زمان صلح است. نگاهی به حضور ما در سوریه و دیگر مناطق جهان همچون بوسنی وهرزگوین نشان می‌دهد که ما در زمان جنگ خوب وارد میدان می‌شویم ولی در زمان صلح کاری از دستمان بر نمی‌آید و صحنه را به رقبایمان واگذار می‌کنیم. ناظران مسائل سیاسی، علت این امر را تاکید غیرمتقارن ایران بر قدرت نظامی و غافل شدن از قدرت اقتصادی و دیپلماتیک ارزیابی میکنند.

موضع و انتظار ما در ارتباط با حضور کمرنگ ایران در بازارهای سوریه به عنوان اصلی‌ترین شریک و حامی سوریه در دوران جنگ مشخص است اما این روزها برخی از تحلیل‌گران این سوال را مطرح می‌کنند که با نزدیک شدن دوباره بشار اسد به برخی از کشورهای عرب در منطقه و بروز نشانه‌هایی مبنی بر فاصله گرفتن از ایران، آیا سرمایه‌گذاری بلند مدت بروی روابط نزدیک با سوریه به سود منافع ما در منطقه است و اگر سیاست کلی نظام بر روی ادامه روابط استراتزیک نزدیک با رژیم السد می‌باشد، چگونه می‌توانیم اهداف سیاسی-اقتصادی خود را به بهترین نحو دنبال کنیم؟

همانطور که اشاره شد هفته گذشته برخی رسانه‌های ضد انقلاب ادعا کرده بودند که سردار جواد غفاری، فرمانده نیروهای سپاه قدس به دلیل «اختلافات با دولت سوریه از این کشور اخراج شده است». سردار غفاری توسط شهید سردار سلیمانی به سمت فرماندهی گروهی از بچه‌های مدافع حرم در حلب انتخاب شده بود. البته صحت این خبر که باعث واکنشها و حتی نگرانی‌هایی در میان فرماندهان نیروهای مسلح کشور شده بود خوشبختانه خیلی زود توسط مقامات سیاسی-نظامی کشورمان رد شد. در همین راستا سعید خطیب‌زاده، سخنگوی وزارت خارجه هم در یک نشست خبری و در واکنش به این ادعا، این نوع گزارش‌ها را خبرسازی عنوان کرد که ارزش جواب دادن ندارد.

از زاویه دیپلماتیک موضوع آقای خطیب‌زاده بسیار درست است و یادآوری این نکته که سردار غفاری از سوی وزیر دفاع سوریه نشان افتخار گرفته بود هم جا داشت که بیشتر مورد توجه قرار گیرد. به هرحال شکی نیست در شرایط کنونی که سوریه وارد دوران جدیدی می شود، بسیاری از کشورها که هیچ حضوری در مبارزه با داعش نداشتند، اکنون می خواهند وارد بازار سوریه شوند و در این راستا جای تعجب ندارد که تلاش ها برای افزایش ایران‌هراسی و ایجاد فاصله میان دمشق و تهران افزایش یابد.

کشورهای حاشیه خلیح فارس در تعامل با سوریه دو برگ برنده دارند که باعث شده ما را در وضعیت انفعالی قرار بدهند. مهمترین نکته توان اقتصادی و سرمایه‌گذاری کشورهای حاشیه خلیج فارس است که آنها را به شرکای جذابی برای سوریه تبدیل کرده است. از این زاویه ما واقعا دست پائین را داریم و باید روی این توانایی‌های اقتصادی سرمایه گذاری کار کنیم. دولت سوریه هم به طور تاریخی نشان داده که عملگرا است و دوست و دشمن دائمی ندارد و با هر کشور و گروهی که در جهت منافعش باشد کار می‌کند.

نکته دومی که این کشورها در تعامل با سوریه به کار می گیرند مسئله ناسیونالیسم عربی است که به هر حال در خاورمیانه و شمال آفریقا یک نیروی قوی محسوب می‌شود و باعث اتحاد کشورهای عربی است. این موضوع در زمان جنگ با داعش موضوعیت نداشت ولی اکنون در زمان صلح باز کشورهای منظقه می‌توانند روی این موضوع ناسیونالیسم عربی مانور دهند و ما را به حاشیه بکشانند.

  واقعیتی که ناظران بی طرف در خصوص ارتباط ایران و سوریه طرح می‌کنند اینست که بنظر می رسد این دو کشور بیشتر در زمان جنگ به یکدیگر نیازمند هستند و در زمان صلح نیروهای دیگر بر روابط دو کشور غلبه پیدا می کنند. این موضوع هم در زمان جنگ ایران و عراق و هم در جریان جنگ داخلی سوریه قابل مشاهده بود. در این راستاست که برخی این تحلیل را مطرح کرده‌اند که هرچند سوریه همچنان از اصلی‌ترین همپیمانان ما در خاورمیانه محسوب مبشود، ولی در یکی دو سال گذشته روابط ما با رژیم اسد به نوعی به سوی یکطرفه بودن سوق پیدا کرده و همین امر باید باعث شود که ما هم عملگرایانه‌تر با رژیم اسد برخورد کنیم و منافع ملی درازمدت خود را در اولویت قرار دهیم.

همانطور که در بالا هم اشاره کردیم، یکی از عواملی که در این چند ماه اخیر باعث ایجاد نگرانیهایی در ارتباط با روابط ما با سوریه شده، بازسازی روابط میان اسد و برخی از کشورهای منطقه است. به عنوان مثال گزارشهای رسیده از سوریه حاکی از آن است که پس از اینکه اماراتی‌ها به طور پنهانی و زیرزمینی با بشار اسد در دو سال اخیر در ارتباط بودند، هفته گذشته تماس تلفنی شیخ عبدالله بن زاید آل نهیان و بشار اسد موضوع بازسازی روابط میان امارات و سوریه را علنی کرد. وزیر امور خارجه امارات حتی هفته گذشته همزمان با انتشار اخبار کذب مبنی بر اخراج سردار غفاری از سوریه، به دمشق رفت تا بر سر موضوع برقراری ارتباطات عمیق راهبردی با سوریه به بحث و تبادل نظر بنشینند.

حقیقت این است که بقای نظام اسد به دلایل سیاسی-امنیتی و مذهبی برای ما بسیار اهمیت داشت. اکنون با اطمینان خاطر از امنیت سوریه و اماکن مقدس شیعیان در آن کشور، دیگر جهت‌ دهنده روابط دو کشور و معادلات منطقه نیست و حتی در مواردی متاسفانه جای خود به تعارض منافع میان دو کشور داده است. موقعیت جغرافیایی سوریه و نزدیک بودن این کشور از نظر فرهنگی و مذهبی به کشورهای حوزه شام و نیز خلیج فارس، و همچنین بحث ناسیونالیسم عربی، باعث شده که رژیم بشار اسد رفتاری کاملا عملگرایانه و بعضا منفعت طلبانه در قبال ما داشته باشد.

ماهیت روابط سیاسی ما با سوریه مطمئنا در سالهای آینده دستخوش تغییراتی خواهد شد و در این مسیر ما باید با ابتکار عمل و انعطاف سیاسی و دیپلماتیک عمل کنیم و نهایتا منافع ملی درازمدت خود را مد نظر قرار دهیم. اکنون مردم کشورمان سخت درگیر مشکلات اقتصادی و معیشتی هستند و باید جهت جامع فعالیت‌های دیپلماسی و میدان کاهش این مشکلات باشد و در ارتیاط با سوریه هم باید این ملاحظات داخلی را مد نظر قرار داد.

نظر خود را اضافه کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *