sedayemodafean.org خرمشهر آباد نشد

خرمشهر آزاد شد، اما چرا آباد نشد؟

مطمئنا جمله معروف «شهری که آزاد شد اما آباد نشد» را شنیده‌ یا در رسانه‌ها بارها در مورد وضعیت خرمشهر در سالهای اخیر خوانده‌اید. در این ۳۹ سال که از آزادی خرمشهر میگذرد هزاران مقاله و کتاب و مصاحبه در ارتباط با چگونگی اشغال و سپس آزادی خرمشهر و عملیات بیت‌المقدس و آنروزهای پرالتهاب و تاریخی کشور منتشر شده اما کمتر به وضعیت خرمشهر و ایثارگران و مردمان بومی و غیربومی که برای آزادی این شهر خون دادند نوشته شد. برخی از رزمندگانی که در اردیبهشت و خرداد ۶۱ تاریخ‌ساز شدند همچنان در قید حیاتند اما هزار و یک درد دارند که چه بسا غیرقابل تحمل‌ترین آنها دردیست که از دیدن وضعیت اسفناک امروز خرمشهر میکشند.

بی‌شک پس از اتمام جنگ، انتظار میرفت که شهری که دست کم ۶۰۰۰ شهید و ده‌ها هزار مجروح برای آزادی آن داده شد مورد توجه مسئولین و مقامات کشور قرار گرفته و نه تنها بازسازی شود بلکه تبدیل به گوهری شود که برازنده فداکاری‌هایی باشد که برای این شهر عزیز صورت گرفته است. مهمترین چالش بزرگی که خرمشهر سالهاست از آن رنج میبرد محرومیتی است که در این شهر به وضوح به چشم میخورد. جانباز حماسه‌ساز،‌ سید صالح موسوی،‌ یکی از رزمندگان حاضر در عملیات آزادسازی خرمشهر که سالهاست با جانبازی و مشکلات ناشی از آن دست و پنجه نرم میکند، و از همرزمان شهید جهان آرا، چندی پیش در یک مصاحبه‌ مطبوعاتی گفت «باز سوم خرداد می آید و میرود و خرمشهر تا سه خرداد سال بعد به فراموشی سپرده می شود؛ گویی اصلا جایی به نام خرمشهر وجود ندارد». شواهد حاکی از آنست که متاسفانه آقای موسوی دقیقا درست میگوید.

همه فراموش کرده‌اند که خرمشهر پس از آزاد شدن نیاز به آباد شدن داشت اما متاسفانه این داستان همیشگی فداکاری های نظامی ماست. با نگاهی به همه درگیری‌های نظامی ایران میتوان دید که ما در دوره مبارزه مسلحانه خوب عمل میکنیم ولی برنامه‌ای برای دوران صلح نداریم. این موضوعی است که به شکلی آشکار در رابطه با مناطق جنگ زده از دوران دفاع مقدس شاهدیم. البته این موضوع مختص به داخل کشور نیست و در خارج از مرزها و مثلا در سوریه هم شاهدیم که در دوران درگیریهای نظامی فعالانه عمل کردیم ولی برای دوران صلح برنامه‌ای نداریم. مثال بارز آن همان قضیه بازارهای سوریه است و مطلبی که در مورد آن چندی پیش در مقاله «چرا بازارهای سوریه را به چین و روسیه واگذار کردیم» هم گفتیم

امروز ۳۹ سال است که از آزادسازی خرمشهر می‌گذرد اما این شهر همچنان با مشکلاتی نظیر آب، ریزگردها، بهداشت و درمان و اشتغال مواجه است. هر ساله هفته اول خرداد بسیاری از مسئولین به مردم تبریک میگویند و در سالهایی مانند امسال که در شرف انتخابات هم هستیم، نامزدهای انتخاباتی هم به این جمع اضافه میشوند و وعده میدهند که اگر به پاستور بروند، مشکلات خرمشهر را حل خواهند کرد اما باز هم شاهد آن هستیم که خرمشهر سال به سال به عقب بر‌میگردد و بر مشکلاتش اضافه میشود. پای حرف شهروندان این شهر که بشینید مانند دردنامه‌ای از کمبودها و مشکلات است که مردم غیور این شهر سالهاست با صبر و از خودگذشتگی خود نوشته‌اند.

باید توجه داشت که خرمشهر پیش از جنگ تحمیلی مجهزترین بندر کشور محسوب می‌شد و طبق گفته‌های نوراله اسعدی، مدیر کل بندر و دریانوردی خرمشهر، «در طول دهه پنجاه شمسی سالانه بیش از ۵ میلیون تن کالا در این بندر تخلیه و بارگیری میشد در واقع بیش از ۶۵ درصد فعالیت بندری و گمرکی کل کشور به تنهایی فقط متعلق به بندر خرمشهر بود.» این ارقام به خودی خود نشان دهنده حجم بالای فعالیتهای اقتصادی داشت که متاسفانه پس از جنگ تحمیلی هیچگاه نتوانست به آن حد از فعالیت برسد.
به قول یکی دیگر از مسئولان فرمانداری خرمشهر، «پیش از جنگ در بندر خرمشهر بیکاری معنا نداشت به طوری که وفور فرصتهای شغلی خرمشهر را به شهری مهاجرپذیر تبدیل کرده بود.» امروز طبق آمار رسمی درصد بیکاری خرمشهر به ۳۵ درصد رسیده است. از نظر میزان جمعیت هم نکته جالب در مورد شهری که آزاد شد، اما هیچگاه آباد نشد، این است که بر اساس سرشماری سازمان آمار کشور جمعیت خرمشهر پیش از انقلاب بیش از سیصد هزار نفر بود اما در حالی که اکثر شهرهای کشور با افزایش جمعیت در سه دهه اخیر مواجه بوده‌اند، جمعیت خرمشهر با پنجاه درصد کاهش به ۱۴۰ هزار نفر رسیده که به این معناست که پیش از نیمی از خرمشهری‌ها بعد از جنگ و آزادی خرمشهر به شهر خود بازنگذشته‌اند.
در پایان باید یادآور شد که نظرسنجی‌ها و مشاهدات از افکار عمومی در خوزستان نشانگر سقوط شدید اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی در این منطقه است و متاسفانه ترکش‌های این بی‌اعتمادی‌ها را در اعتراضات و خشونت‌های خیابانی شاهد بوده‌ایم. اکنون بسیاری از مردم خوزستان که با کوهی از مشکلات معیشتی و مدنی روبرو هستند، کلیت سیاست‌های نظام را زیر سوال می‌برند و می‌گویند چرا اولویت، رسیدگی به مشکلات شهرها و روستاهای آنها نیست و دیگر مناطق کشور و یا حتی مناطقی در خارج از کشور در اولویت نظام قرار دارند؟ پاسخ دادن به این سوالات با شعار و فرافکنی و ارعاب امکان‌پذیر نیست و مستلزم توجه اصولی به مشکلات روزمره مردم این مناطق است.

نظر خود را اضافه کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *