sedayemodafean.or نه شرقی نه غربی

نه شرقی نه غربی و واقعیت های سیاست اتکا به روسیه و چین

 ماه گذشته با سفر وزیر امورخارجه به کشور چین و همچنین انتشار اخبار مربوط به احتمال خرید مجدد اسلحه توسط ایران از روسیه،‌ باز هم بحث نزدیکی سیاسی ایران با این دو کشور و سود و زیان روابط استراتژیک با این دو عضو شورای‌ امنیت بالا گرفت. البته موضوع سیاست خارجی و بهبود روابط سیاسی و اقتصادی با ابرقدرتهای اقتصادی شرق همیشه یکی از بحث های جنجالی و داغ دهه‌های اخیر بوده. موضوعی که از طرفی و در صورت در نظر‌گرفتن منافع و مصالح ملی میتواند برای کشور سودمند باشد اما از آن سوی قضیه، نگرانی هایی هم در این مورد وجود دارد. یکی از این نگرانی‌ها وابستگی پیش از حد اقتصادی و سیاسی به کشورهای بیگانه است. از آنجایی که از دلایل اصلی نارضایتی مردم از رژیم مستبد شاه همین وابستگی‌ها بود و مهم‌تر از آن، یکی از آرمانهای بنیانگذار انقلاب اسلامی، قطع دست بیگانگان از دسترسی به منابع کشور بود، که همیشه موضوع حساسی به حساب می آمده.

در ارتباط با برنامه همکاری ۲۵ ساله با چین در رسانه‌ها مطلب زیاد گفته و منتشر شده اما از آنجایی که اطلاعات و جزئیات زیادی در دسترس نیست، بسیاری گمانه زنی می کنند که ایران امتیازات زیادی به چین خواهد داد و در مجموع میخواهند بدانند که آیا اینگونه قراردادها با یک ابرقدرت اقتصادی به منفعت و یه مصلحت ملیست و چه تضمینی وجود دارد که وابستگی اقتصادی و سیاسی به چینی ها پیدا نخواهیم کرد؟ چند ماه پیش برخی خبرگزاری‌های کشور با تایید متن کوتاهی از توافق حاصل شده نوشتند ارزش این توافق ۴۰۰ میلیارد دلار خواهد بود. در همین ارتباط هم تسنیم‌نیوز با انتشار ویدئوی در سایت خبری خود به برخی از این گمانه زنی‌ها و موضوعات مطرح شده در رسانه ها پاسخ داد. در این ویدئو، کارشناس مربوطه به درستی می‌گوید که چین نمی‌تواند روی عربستان حساب باز کند اما می تواند روی ایران حساب کند. اما باز سوالی که مطرح میشود این است که اصولا چرا ما باید به چینی‌ها چک سفید بدهیم و آیا منابع نفتی ما دلیل کشش چینی‌ها برای امضای چنین قراردادهایی است؟

از آنجایی که سیاست خارجی هر کشوری مبتنی بر دو اصل منفعت و مصلحت ملیست،‌ اولین نکته ای که در این بحث باید به آن توجه شود یک شناخت مفهومی ساده از این دو عبارت است. در کتابهای لغت چنین آمده است که هنگامی میگویند در امری مصلحت است که خیر و خوبی در آن باشد و در چهارچوب روابط سیاسی به این معنیست که معمولا در کوتاه مدت می‌تواند خیری در آن سیاست برای کشور باشد. در عوض منفعت ملی معلولا نگاه دراز مدت تری به موضوعات دارد. هانس مورگنتا، نظریه‌پرداز و استاد روابط بین‌الملل و علوم سیاسی قرن بیستم از منافع ملی به عنوان «معیار پایداری که از قابلیت هدایت سیاست گذاری ها و محک زدن رفتار و اقدامات برخوردار است» یاد می‌کنند و از دید وی، منفعت ملی برای هر کشور در حفظ موجودیت، تأمین بقا و تضمین تسلط بر سرنوشت خویش تعریف میشود.

همانطور که اشاره شد عدم وابستگی به کشورهای بیگانه یکی از اصول و ارکانهای مهم انقلاب بود. شعار نه شرقی نه غربی از دل مردم و با هدایت و درایت امام (ره) تبدیل به مهمترین خواسته انقلابیون شد. بسیاری از تحلیلگران غربی در سالهای گذشته به این موضوع اعتراف کرده اند که آنچه در مورد سیاست خارجی ایران در سالهای پس از انقلاب جلب توجه می کرد منحصر به فرد بودن نوع حکومتی بود که در استراتژیک ترین منطقه جهان با رویکرد نه شرقی و نه غربی و بدون وابستگی به غرب یا شرق به حیات خود ادامه میدهد. در سالهای اخیر اما این رویکرد تا حدی تغییر یافته که حتی برخی ارتباطات سیاسی-اقتصادی با  چینی ها را با وابستگی کشور به قدرتهای خارجی در دوران مشروطه مقایسه میکنند.

طبیعتا این موضوع در مورد هر کشور دیگری که ما بدلیل نیازهای اقتصادی و استراتژیک خود به آن نزدیک میشویم صدق میکند و موضوع مسئله شرق و غرب نیست. دو دهه پیش انتقادهای زیادی در ارتباط با گسترش همکاری های میان ایران و کشور آلمان هم میشد و اینکه نباید به هیچ دولت خارجی متکی باشیم. در مورد دادن امتیاز سیاسی و اعتماد به روسیه هم در سالهای جنجال های رسانه ای داشته ایم. به گفته مهدی سنایی، سفیر سابق ایران در روسیه، اینکه ما توقع داشته باشیم، کشور دیگری چه روسیه و چه هر کشور دیگری، مشکلات ما را در حوزه بین الملل حل و فصل کند، این انتظار به جایی نیست. به گفته این مشاور فعلی وزیر امور خارجه، ما در برخی از جاها، برداشت‌هایمان از سیاست بین الملل اگر نگویم قرن نوزدهمی است، بلکه کامل جنگ سردی است. یعنی دنیا را تقسیم می کنیم و سعی می کنیم در آن تقسیم هم قضاوت کنیم و هم گله کنیم و هم این انتظارهایمان را تعریف کنیم».

نظر خود را اضافه کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *